فقط می دونم کسلم و بی حوصله
همین معلق بودنم اعصابمو خورد می کنه
قراره با آنا و ریحانه بریم کلاس خود آرایی
دیروز عصر رفتم آرایشگاه با مامانم و خواهر وسطیم
رفیق نیمه راه شد و باهامون نیومد بازار
رفتیم بازار با مامانم و فقط تو یه مغازه رفتیم "ورود آقایان ممنوع"
مولی بدش می اد وقتی باهاش می رم بازار من برم از این مغازه ها خرید کنم
می گه یه ۷ ۸ تا آقایی پشت این مغازهه می ایستن و همه هم همدیگه رو با یه حالتی مثه همدردیم نگاه می کنن
رفتم همین 3 تا رو گرفتم شد ۴۱ تومن
همین الان از آموزشگاه زنگ زدن و گفتن که ۳ جلسه از کلاس آلمانیتون گذشته
نفهم های بی شعور ۶۰ تومن دادیم پول کلاس بعد میگه یه هفته اس داریم با آقاتون تماس می گیریم
بگو کور بودین من شماره موبایلمو داداه بودم
راستی عکسه به نظرم دیر لود بشه چون کیفیتش بالاست حالا سعی می کنم بیارمش پایین
برم به مولی بگم این دیونه ها زنگ زدن![]()
اینم عطری که مولی واسه سالگرد بله برون خرید واسم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

